خرید بک لینک

می روی بعد تو پای سفرم می شکند


مهره به مهره تمام کمرم می شکند


مرگ می آید و در آینه ها می بینم


زندگی مثل پلی پشت سرم می شکند


چار دیوار اتاق از تو و عکست خالی ست


یک به یک خاطره ها دور و برم می شکند


من که مغرورترین شاعر شهرم بودم


به زمین می خورم و بال و پرم می شکند


نقشه ها داشت برایم پدر پیرم ...آه


بغض من پای سکوت پدرم می شکند


هیچ کس مثل تو در سینه ی خود سنگ نداشت


بعد از این هرچه که من دل ببرم می شکند


می تراود مهتاب و غم این خفته ی چند


خواب در پنجره ی چشم ترم می شکند ...

رضا نیکوکار

برچسب: خواب پنجره,خواب پنجره دیدن,تعبیر خواب در و پنجره, نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 14:34

صفحه بندی