خرید بک لینک

چه کنم با روی سیاه؛ ارباب پسندید مرا...

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست:)

عازمم حلالم کنید

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 16:12

اشک روی کاغذ شعرم گواهی میدهد

شاعری تنها کنار دفترش دق کرده است!

علی کشاورز


+چرا بلاگ اسکای بعد یه مدت کامنتها رو میبنده؟

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: جمعه 10 خرداد 1398 ساعت: 16:12

برای قلب غمگینم تو رویایی؛ نباشی  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 16:19

هفته پیش با دوستای همسر رفتیم مشهد. عاااااالی بودا عاااااالی . خیلی خوش گذشت. فکر کنم پدیده شاندیزم میرفتیم دیگه جای دیدنی برا مشهد نمیزاشتیم:) بازارم که نگووووو. همه جا رو درو کردیم:/ طرقبه رفتیم. چهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 بهمن 1397 ساعت: 12:30

سلااااام اومدم اعلام حضور کنم و برم

آدم ها در پیش بینی نشده ترین حالتِ ممکن می روند ، وقتی که فکرش را هم نمی کنی !

وقتی همه چیز ، خوب است و نه حرفی از رفتن و نه دلیلی برایِ نبودن هست ؛ بارشان را در سکوت ، می بندند و در حاشیه ی خیالی تخت ، گم می شوند ...

آدم ها رفتنشان را جار نمی زنند ،

وقتی می فهمی که دیگر رفته اند !

#نرگس_صرافیان_طوفان

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 بهمن 1397 ساعت: 12:30

دلتان نگیرد از تلخی ها

یک نفر هست همین حوالی؛ دور تر از نگاه آدمها

نزدیکتر از رگ گردن

روزی چنان دستت را میگیرد که مات شوند تمام کسانی که روزی به شما پشت پا زدند....

+ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی...

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 بهمن 1397 ساعت: 12:30

محمد جواد یه چیز جدید یاد گرفته یادم نمیاد چی بود:| می خواستم بنویسمش یادم رفت:|ولی خب همش دوست داره بایسته. تاتیم میکنه. فکر کنم به دفعه راه بیفته یه کوچولو سینه خیزم میره. اما تنبل خان هنوز نمیشینه.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:49

چند وقتیه دائما فامیلای همسر به رحمت خدا میرن:/ مادرشوهرپدرشوهر همش درحال عزا رفتن به این شهر و اون شهرن:/دیشب مادرشوهر پدرشوهر طبق معمول رفته بودن تهران عزا:( باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:49

دیروز مادرشوهر جان به همراه قرائتیهای روستاشون پیرخوشتر رفته بودن و من و خواهرشوهر هم طیق یه تصمیم یهویی به جمعشون پیوستیم. اونا ساعت 6 و نیم صبح رفته بودن اما ما رو همسر جان ساعت یک برد. منطقه جالبی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:49

برای قلب غمگینم تو رویایی؛ نباشی میمیرم تو اوج تنهایی

پنجشنبه 5 مرداد 1396

هستم ولی خستم

من از اون دسته ادمهایی هستم که هیچ وقت حوصله ندارم:/

فقط گاهی وقتا کمتر حوصله ندارم گاهی وقتا بیشتر:/☺

برچسب: هستم,ولی,خستم, نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:36

یه عالمه مناسبت پیش اومده بود که من به علت کمبود حوصله در مورد هیچکدوم عرض تبریک و تسلیت نداشتم:)پنجشنبه عروسی دوستم بود. کلیک گل از ماشین عروسشون کندم:| خیلی براش خوشحالم:))مغازه هم تا 27 فروردین تعطییییل. تا الان لپ تاپ داشتم آپ نمیکردم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 11:21

غروب...زمزمه ای با ترانه های قدیمیغمی به وسعت ایوان خانه های قدیمیسکوت ساده ی عکسی شکسته می کشد آراممرا به گوشه ای از عاشقانه های قدیمیصدای گرم "بنان" یاکریم های جوان رانشانده است در آغوش لانه های قدیمیهوای چادر مادر بزرگ و جای تو خالی...که باز گریه کنم با بهانه های قدیمیمگر به یاد تو امشب غبار آینه ام را به بادها بسپارند شانه های قدیمیهوای تلخ اتاق و غمی که می وزد از دور و عشق تازه تری با ترانه های قدیمی...!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 15:43

سلام! یادمه قبل اینکه بلاگفا قاط کنه تقریبا سه سال پیش چه دورانی با بچه های وبلاگ داشتیم! مهسای چاق ، مهسای دراز، طیبه، جواد، مهدیس، سمیرا! و بازم بودنا! اما با اینا از همه بیشتر ارتباط داشتیم! چند ماه بعد که گوشی های اندروید دست همه پیدا میشد واتس آپ و لاین و این برنامه ها پیدا شد کم کم بچه ها وبهاشون رو بستن. خوده من دایم وبلاگ میساختم خدافظی میکردم حذف میکردم دلم نمیومد دوباره از اول میساختم! چقدر ناراحت بودم بچه ها دیگه آپ نمیکنن میگفتم چطوری طاقت میارن که دیگه نیان! خیلی شماره ها رد و بدل شد ارتباطها از وب دراومد به تلفن و واتس آپ و تلگرام کشیده شد. بلاگفا که سرورهاش قط شد رسما همدیگه رو گم کردیم و بعضیا رجوع کردیم به بلاگ اسکای .... یادمه یه زمانی تو بلاگفا به زور خودمو کنترل می کردم پست نزارم ولی حالا بعد از گذشت یک سال  و اندی خودم به جایی رسیدم که سوژه هست اما حوصله آپ کردن ندارم.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 15:43

بنظرم هفته پیش بود. توی کلاس بدمینتون داشتم به دوستم میگفتم تنبلیم میکنه تا در مغازه رو برم:( یکی از بچه ها شنید گفت من ماشین دارم می برمت:) تعارفای معمول که رد و بدل شد گفت من تو ماشین منتظرتون هستم. بیاین سوار شین. چون شب داخل ماشین دیده نمیشه منم نمیدونستم ماشینش چیه. گیج و گنگ به ماشینهای جلو در سالن نگاه می کردم. و اشاره های او رو اصلا ندیدم. یه ال 90 پارک بود که صاحبش رو می شناختم گفتم حتما این زانتیا واسه او هست. درب عقب ماشین رو باز کردم که بشینم دیدم یه پسره رانندس:| هم خندم گرفته بود هم خجالت کشیده بودم مونده بودم چجوری ضایعگیمو جمعش کنم:| از پسره عذر خواهی کردم بیشتر از قیافه پسره خندم گرفته بود هنگ کرده داشت نگام می کرد.:) حالا نگو طرف ماشینشو جلو یه سالن دیگه پارک کرده بود. تا خود مغازه به حواس پرتیم خندیدم:)) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 دی 1395 ساعت: 20:45

سه شنبه هفته پیش بود که همسرجان برای کارش رفت تهران و منم بخاطر اخلاق بدم جام عوض شه خوابم نمیبره به زور به منزل پدری رفتم و خلاصه 48 ساعت درست درمون نخوابیدم:| برای جمعه بلیط مشهد داشتیم و من میخواستم 5 شنبه رو استراحت کنم و چمدون جمع کنم  و روزه هم بودم. ساعت شش صبح همسر جان منو صدا کرد پاشو پاشو بدبخت شدیم موش تو خونست:( من فکر کردم طبق معمول داره مسخره بازی در میاره . گفتمش سر صبح بگیر بخواب چرا چرت میگی؟:| گفت نه بخدا موش پشت مبله:| تا ساعت هفت و نیم با باباهای محترم دنبال موش بودن نتونستن بگیرنیش. ظهر اومدم خونه مامانمم اومد تله بزاره دستاشو که شست دید موکت پای سینک خیسه:| و خب این خودش واسه خونه ای که موش داره مشکل بود! عصر پدرشوهر گرام قلبش رفت دکتر و بستریش کردن صبح حرکتمون بردنش سی سی یو:| مشهد که خیلی خوش گذشت کلی خرید کردیم . تو هتل اطلس هم ساکن شدیم که ویو فوق العاده ای به حرم داشت. یه عکس خیلی توپم گرفتیم یادگاری بمونه.دیروز از مشهد برگشتیم و شنیدیم که همچنان موش زندست!!!!! این همه خیار سمی خورده نمرده که دو برابر شده و جای جای اشپزخونه بنده رو نجس کرده:| یادامه مطلب

برچسب: موش خرما,موش و گربه,موش کور, نویسنده: نگار حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 دی 1395 ساعت: 20:45

صفحه بندی